محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
211
تحفه خانى ( فارسى )
ميل وجع بجانب موخر سر و عدم سرخى در چشم و روى و سردى ملمس و ظاهر جلد سر و بطؤ نبض و سفيدى قاروره و كدورت آن و رطوبت دهن و منخرين و سيلاب لعاب از دهن بوقت خواب و كدورت حواس و يافتن راحت و آرام و قرار از ماليدگى و كمادات مسخنه و اين صداع در مشائخ و در بلدان بارده و در زمستان و اهل تنعم و راحت و ترفّه و ابدان بلغمى و نسوان و كسانى كه تدبير سابق ايشان از ماكول و مشروب بارد رطب بوده باشد حادث مىشود و اين صداع اگر مزمن شود و به زودى زايل نشود مخوف است زيرا كه مآل او صرع يا سكته يا فالج يا لقوه و يا عمى است و در اصحاب وجع شقيقه در اكثر منجر بنزول آبست از چشم و بر طبيب و مريض مبتلا به اين صداع واجب است كه در معالجه اين اهمال نكند و سهل نشمارد و اين صداع در ابتدا سهل العلاج است و علاج او تنقيه دماغ است از بلغم غليظ و تنقيه جميع بدن است بحبوب مسهله و ايارجات و تلطيف غذا و تجفيف بدن صاحب صداع و در علاج در اوّل امر سزاوار آنست كه چند روز بر نهار صباح جلاب از بيخ سوسن سه درم در آب جوشيده و صافى ساخته و درو ده درم گلقند آميخته صبح بخورد و غذا نخود شكسته با شيرهء مغز بادام يا مغز تخم معصفر و بعد از ظهور اثر نضج در قاروره - حبّ صبر كه به اين صفت كه مذكور مىكرد و بايد داد اجزاى آن صبر سقوطرى يك مثقال حب النيل نيم درم تربد تراشيده با روغن بادام چرب كرده يك درم غاريقون نيم درم شحم حنظل دانگى نمك هندى دانگ و نيم مقل دانگى مصطگى دانگى كتيرا دانگى مجموع ادويه كوفته بيخته و به آب باديان خمير كرده حبها بايد ساخت هريك به مقدارى كه توان فروبرد بوقت سحر